در این مطلب از سایت جسارت سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد خنده برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
خنده های تو
دل ضربه های فراموش شده ی من است
مجبور نیستی بخندی
مجبور نیستی دلم را
هر بار از جا بکنی
ببین!
من فکر میکنم
جاذبهی تو از خاک نبوده
از آسمان بوده
از سیب نبوده
از دستهات بوده
از خندههات
موهات
و نگاه برهنهات
که بر تنم میریخت
خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی
بهترین محصول ها مخصوص کندوهای توست
مهربانی ات را با گل ها در میان بگذار
با سنگ ها
با رودی که می رود
با خنده کودکان عراقی
مهربانی ات را با جنگ در میان بگذار
صدای تو چشمه ای خواهد شد
و انسان را با انسان
آشتی خواهد داد.
من تمام خنده های جهان را گم کرده ام
پر شده ام از این همه تاریکی…
اولین بار نیست
که این غروب لعنتی غمگینات کرده است
آخرین بار نیز نخواهد بود.
به کوری چشمش اما
خون هم اگر از دیده ببارد
بیش از این خانهنشینمان
نخواهد کرد ..
کفش و کلاه کردن از تو
خنده به لب آوردنات از من ..
تو مرا به عصر حجر برمی گردانی
زمانی که آدم
چای را
با خنده حوا شیرین می کرد.
تـــو
به افتادن من
در خیابان خنــــدیدی و
من همه حواسم
به چشمان مردم شهـــر بود
که عاشق خنده ات نشوند…
من اعتراض دارم
و تا وقتی
“روز جهانی خنده های تو” را
به تقویم اضافه نکنند
من امسال را تحویل نمی دهم
عید باید روز خنده های تو باشد
و آن روز به خانه ام بیایی
و آغوشت را به من عیدی دهی
و چنان سخت در آغوشم گیری
و هوای خنده هایت برَم دارد
که جدایی در تقویم جهان بمیرد.
آرامم !
هم جنس نگاهت ٬
هم رنگ دستهایت !
گاه سرخ و گاهی سبز …
مهم نیست که شانه هایت پوشالی ست و آغوشت خیال
دستهایت اینجاست !
نگاهت٬ صدایت٬ خنده ات !
دیگر چه می خواهم؟
هیچ !!
دستهایت را در دستهایم جا گذاشته ای
خنده های تو تنها چیزی ست
که خدا
با دست هایش خلق کرد
عشق
همین خنده های ساده توست
وقتی
با تمام غصه هایت
می خندی
تا از تمام غصه هایم
رها شوم
تمام خنده هایم را نذر کرده ام
تا تو همان باشی
که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دستهایت،
دلتنگی ام را به باد می سپارد
بچه ها خنده خنده به گنجشک ها سنگ می زنند
و آنها جدی جدی میمیرند!
آفتاب تکیه داده به شانه ات
آینده به اِتکای خنده ات پیشِ روم ایستاده
آنچه در تو
نشانِ ماندن در من است
خلاصه شده در سه حرف
عشق …
وَ تمام …